Instinct
غریزه، سرشت، nature
Flour
آرد
آرد ۲ توسط امیر ویرایش شد هاهاها
disrupt
قطع کردن
Intercept
جلوگیری کردن، قطع کردن
، interrupt,
disrupt
Swath
راه باریک
چمن زنی
Canopy
سایبان
خیمه
Integrity
انسجام
تمامیت
Furrow
شیار
خط گود
Fertile
Prolific
حاصلخیز ،بارور
Obliterate
Delet
پاک کردن
Remove
Depletion
تخلیه
خونگیری
Deteriorate
فاسد شدن
بدتر شدن
Tract
وسعت
قطعه
اثر
Steeped
خیس شدن
غوطه ور شدن
Replet
لبریز،
تکمیل
Scouring
تمیزکاری
Appetite
میل و رغبت ذاتی
contend
رقابت کردن
مخالفت کردن
Content
گنجایش
محتوی
Fringe
Margin
حاشیه
لبه
Plain
دشت
Applied
عملی
کاربردی
Cuisine
دستپخت
روش آشپزی
Trace
مقدار ناچیز
اثر
رد