darstellen
توصیف کردن
erledigen
machen
tun
حل و فصل کردن
انجام دادن
machbar
امکان پذیر
ممکن
محتمل
Unterbringung
محل سکونت
محل اقامت
reinigung
تمیز کردن
erhältlich
موجود
در دسترس
Optimal
بهینه
بهتر
Versorgung
تامین
knifflig
سخت
schwierig
Schneiden
کوتاه کردن مو
زخمی شدن (sich)
بریدن - با چاقو تکه تکه شدن
ursprünglich
در اصل - اولش
اصلی - اولیه