Abate
فروکش کردن، کاهش یافتن
Abhor
نفرت داشتن
Acclimate
عادت کردن به آب و هوای جدید
Adage
ضربالمثل
Aegis
سپر، سایه
Affluent
ثروتمند، مرفه
Alleviate
تسکین دادن
Altercation
مجادله، منازعه
Antithesis
نقطه مقابل
Atheist
ملحد، بیدین
Avid
مشتاق، تشنه
Belligerent
تهاجمی، ستیزهجو
Benevolent
خیرخواه، نیکوکار، بخشنده
Benign
خوشخیم
Bizzare
عجیب و غریب
Cajole
با چربزبانی وادار به کاری کردن
Candor
صداقت، صراحت
Caustic
تلخ، نیشدار
Chronological
زمانی
Clandestine
سری، مخفی
Cliché
تکراری
Coerce
مهار کردن، کنترل کردن
Coherent
منطقی، مربوط، منسجم
Condone
بخشیدن، عفو کردن