Brochure
بروشِر
بروشور
Cheaper
ارزان تر
One with
یکی با
Toward
توآرد
به سمت
Took
گرفتن
بردن
برداشتن
ستاندن
پنداشتن
لمس کردن
I do my stuff
من کارهایم را خودم انجام می دهم
Describing locations
توصیف مکان ها
Nearest
نزدیکترین
Cross round
دور متقاطع
alley
کوچه
Dead end
بن بست
Is located inside
داخل واقع شده است
Consonant
حرف بی صدا
Vowel
حرف صدادار
Clarification
شفاف سازی
واضح
Stadium
ورزشگاه
Bridge
پل
Freeway
آزادراه
بزرگراه
The most western
غربی ترین
Go past the park
از پارک رد شوید
How do I get to the cafe from here
چگونه از اینجا به کافه بروم؟
Near here
نزدیک اینجا
That’s ok
این اشکالی ندارد
Do you know the way
راهشو بلدی