Scratch
خراشیدن
چرک نویس
خدشه
تراش
Annoyed
رنجیده
Confronted
کِِـن فراندد
روبرو شدن با
مواجه شدن
مقابله کردن
مواجهه کردن
Untrue
غیر واقعی
I’d rather not say
ترجیح میدم نگم
Describing qualifications
کوآلیفیکِیشِنز
توصیف صلاحیت ها
Avoiding answering
پرهیز از پاسخگویی
Somewhat
قدری
Leadership
رهبری
Work experience
تجربه کاری
Hire
هایر
استخدام
Employ
استخدام کردن
Overseas experience
تجربه خارج از کشور
Good school grades
نمرات خوب مدرسه
A graduate degree
مدرک فوق لیسانس
Communication skills
مهارت های ارتباطی
Knowledge of current affairs
آگاهی از امور جاری
Fluency in English
تسلط به زبان انگلیسی
Courses
دوره های آموزشی
Career
کری یِر
حرفه
Developed
توسعه یافته
I taught
تات
من تدریس کردم
Pursue a job
دنبال کار
Fast learner
سریع یادگیرنده