communicate
.
كِميو
گفت و گو كردن
اتباط برقرار كردن
تماس داشتن
crowd
جمعيت
dish
بشقاب
exact
دقيق به اندازه
gather
جمع كردن
indicate
نشان دادن اشاره كردن
offer
تقديم كردن پيشنهاد دادن ارائه دادن
price
قيمت
property
دارايي اموال
purchase
.
پِرشِس
خريدن
recommend
توصيه كردن پيشنهاد دادن
treat
رفتار كردن