Agitation
نگرانى ، اضطراب ، ناارامى ، اشوب
Alacrity
شور و شوق ، شادى ، رغبت
Sprint
با حداكثر سرعت دويدن
Align
صف بستن ، تعيين كردن ، تنظيم كردن
Allocated
مختص
Allot
اختصاص دادن ، تخصيص دادن ، در نظر گرفتن
Almost
تقريبا ، در حدود ، نزديك به
Alter
اصلاح كردن ، عوض كردن ، تغيير دادن
Alternative
ديگر ، جايگزين ، مبهم
It is advisable
معقول و عاقلانه است
Ambiguous
مبهم ، گنگ ، دو پهلو ، نامشخص
various interpretations
تفاسير مختلف
Ambition
ارزو ، رويا ، جاه طلبى
Amenable to
قابل
entity
وجود ، چيز
is far less
خيلى كمتر است
intervals
گهگاه
antiquity
دوران باستان
Amenity
وسايل رفاهى ، تسهيلات ، وسيله اسايش
resort
تفريحگاه
Amplify
بزرگ تر كردن ، تقويت كردن
modulate
تنظيم
Analogy
قياس ، مقايسه ، تشبيه
Analyzing
تجزيه و تحليل