Progress
پیشروی ، ترقی ، جریان ، گردش
Aim
هدف گیری کردن ، نشانه گرفتن
Enthusiastic
مشتاق ، پر ذوق
Motivated
باانگیزه ، خیلی مشتاق
Express
بیان کردن ، ابراز کردن
Abvious
آشکار ، بدیهی
Encouraging
دلگرم کننده ، امید بخش
Accurately
به درستی
Aware
آگاه ، باخبر
Frustrating
ناامیدکننده ، اعصاب خورد کن
Fluent
روان ، سلیس
Appropriate
تصاحب کردن ، بالا کشیدن
Relevant
مربوط ، وابسته ، مطرح ، وارد
Assess
ارزیابی کردن ، تعیین کردن ، جریمه کردن
Target
هدف ، نشان
Scale
ترازو ، خط کش ، شاخص
Score
رتبه بندی ، مارک
Assert
دفاع کردن از ، ادعا کردن ، اثبات کردن
Astonishing
حیرت انگیز
Boost
کمک ، تقویت
Cheerful
بشاش ، شاد
Deed
سند ، مدرک ، کردار
Devote
وقف کردن ، اختصاص دادن ، فدا کردن
Discipline
نظم و انضباط ، ادب کردن ، تربیت کردن