absagen
چيزي را كنسل كردن/ لغو كردن
Das macht nichts.
عيبي ندارد
ein paar Tage
چند روز
geben
چيزي را به كسي دادن
glauben
فكركردن ، گمان كردن
Ist schon gut.
عيبي نداره
die Langeweile
بي حوصلگي
langsam
آهسته
modern
مدرن
die Panne
خرابي اتومبيل
der Platz
جا
pünktlich
وقت شناس
Spaß haben
خوش گذراندن
später
بعدا
der Stau
ترافيك
das Treffen
die. Treffen
قرار ملاقات . قرار ديدار
unpünktlich
وقت نشناس
die Verspätung
تاخير
viele Grüße
سلام فراوان
voll
پر
wie
مثل ، مانند
die Allee
بلوار
der Bahnhof
ايستگاه قطار
behalten
چيزي را نگه داشتن