Acclimate
وفق دادن عادت كردن
Provok
موجب شدن برانگيختن
Magnificent
باشكوه
Assets
دارايي
Alleviate
تسكين دادن كم كردن
Will fire
آتش سوزي
Altercation
مجادله نزاع
Cite
استناد كردن
Intervene
مداخله كردن
Life-threatning
مرگبار
Avid
مشتاق تشنه حريص
Belligerent
ستيزه جو پرخاشگر
Dispose
تمايل
Philanthropy
كار بشردوستانه
Superstition
خرافات
Cajole
باچرب زباني راضي كردن
Flattery
چرب زباني
Coax
با چاپلوسي راضي كردن
Candor
صداقت رك گويي
Sincere expression
بيان صادقانه
Placid temper
متانت آرامش
Caustic
سوز آور نيش دار
Sarcastic
كنايه آميز
Corrosive
سوزان خرنده