afford
afford to buy STH
pretended
تظاهر کردن
avoid
خوداری کردن
took up
انتخاب کردن
gave up
کنارگذاشتن
considered
بررسی کردن
gave up
کنارگذاشتن
decided
تصمیم
I don’t mind choosing me
از اینکه من رو انتخاب مرد ناراحت نیستم
admitted
اعتراف کردن
fancy
حال داشتن
مثلا حال داشتن بری بیرون و …
Do you feel like going …
Do you fancy going…
Attempt
تلاش
Arrange
مرتب کردن
ترتیب دادن
Exept
استثنا
بجز
Stealing
دزدی