to lose
باختن
loser
بازنده
to win
برنده شدن
winner
برنده
swimming pool
استخر
to swim
شنا کردن
early
زود
to decide
تصمیم گیری
to experience
جربه کردن
yogurt
ماست
suitcase
چمدان
full of
پر از
to fill in
پر كردن (از)
snake
مار
document
سند = مدرک
weapon
اسلحه
gun
تفنگ
law
قانون
attention
توجه
income
درآمد
member
عضو
members
اعضا
confidence
اعتماد به نفس
hurry up
عجله کن = بدو = زودباش