traditional
اجدادی، سنتی
physical
جسمی - فیزیکی
assumed
فرض کردن
until recently
تا همین اواخر
clearly
اشکارا، صریحا، واضحا
took care
مراقبت کردن
defined
محدود، معین، تعیین کردن
tradition
رسم و رسوم - سنت
seeking
جستجو کردن - گشتن
consequence
پیامد، عواقب، نتیجه
drew
کشید - جذب کرد
sufficient
کافی
able
توانایی
assisted
دستیار - کمک کننده
economic
اقتصادی
factor
عامل
nation
ملت
as a result
در نتیجه
offered
پیشنهاد دادن
product
محصول
shipped
ارسال کردن
brought
آوردن - به ارمغان آوردن
hire
استخدام کردن
sought
جست و جو کردن