bauen
ساختن، درست کردن
ziehen
نقل مکان کردن، جابجا شدن
wachsen
بزرگ شدن، رشد کردن، قد کشیدن
ab.waschen
شستن، تمیز کردن
staubsaugen
جاروبرقی کشیدن
gießen
آب دادن (به گیاهان)
zu.bereiten
آماده کردن
ein.richten
مبلمان کردن، دکوراسیون دادن
sitzen
نشستن
sich wohl.fühlen
احساس خوبی داشتن
entstehen
پدیدن آمدن، ایجاد شدن
rechnen (mit + Dativ)
احتمال چیزی را دادن، حساب چیزی را کردن، انتظار چیزی را داشتن
sich wundern
تعجب کردن (از)، متعجب / شگفت زده شدن
ein.führen
وارد بازار کردن، به بازار آوردن
sich befinden
بودن، وجود داشتن، قرار داشتن
halten
ایراد کردن
sich kümmern (um + Akkusativ)
مراقب بودن، مواظب چیزی بودن
viel halten (von + Dativ)
ارزش/احترام زیادی قائل بودن برای
sich bedanken (bei + Dativ, für + Akkusativ)
تشکر کردن
dienen
به عنوان چیزی مورد استفاده قرار گرفتن