ripple
موج دار شدن
threshold
آستانه
columnar
ستونی
discrete
مجزا، گسسته، جدا
discrete zone
however
با این حال
unlike
بر خلاف
nonetheless
با این وجود، با این حال
tin
قلع، حلب، قوطی
tuna
ماهی تن
get out
برو بیرون
burglar
دزد، سارق، غارتگر
monster
هیولا
tuned
صفت
کوک شده، میزان شده، وفق یافته
stay tuned
بمانید
disgusting
بدمزه، چندش آور
bad-tempered
بداخلاق، تند خو
hand bag
کیف دستی
coincidence
تصادف، اتفاق
sense of humor
حس خوش طبعی
humor
شوخ طبعی
contract(n,v)
قرارداد، پیمان، قرارداد بستن
thong(n,v)
شلاق، شلاق زدن
host
میزبان، صاحب خانه
pilot(n,v)
خلبان، خلبانی کردن