it is not worth…
نمى ارزه كه…
quotation
نقل قول
refer
مراجعه كردن-ذكر كردن
publicly
به طور عمومى
fuss
سر و صدا-هاى و هوى كردن
entrance
.
ورود-مدخل-مدهوش كردن
bluff
چاخان-پرتگاه
wilderness
صحرا و بيابان
narcissist
.
stand out from the crowd
برجسته و متفاوت بودن نسبت به بقيه
مثل نخود تو آش شوربا
overlook
ناديده گرفتن-چشم انداز
impression
احساس-عقيده-گمان
pretend
وانمود كردن
i own the room
.
من صاحب اتاق هستم
raise your status
.
status game
.
upright
راست-عمودى-نيكوكار
still
ساكن و بى حركت-هنوز
aloof
كناره گير
commend
توصيه كردن-ستودن
radiant
.
درخشنده
lively
سرزنده
pass away
pass out/black out
مردن
بيهوش شدن
equivalent
معادل و برابر-هم قيمت