irritating
ازار دهنده
stimulate
تحریک کردن
receptor
گیرنده
sequence
توالی، دنباله، ترتیب، رشته
temporary
موقت
principle
اصل، قاعده کلی ، منشا
provide
تهیه کردن ، آماده کردن
Lend
بخشیدن
appointment
قرار ملاقات
schedule
زمان بندی کردن
mobility
تحرک ، پویایی
bumming
ولگردی کردن
anthropology
مردم شناسی
anticipating
پیش بینی کردن
Noteworthy
قابل توجه
Span
گستردگی،، محدوده، پوشش، فاصله معین
perceives
فهمیدن ، درک کردن، دریافت کردن
approaching
نزدیک شدن
Distinguish
مشخص کردن
postpone
به تعویق انداختن
correspond
مطابق بودن ، مطابقت داشتن
Quest
جستجو
precisely
دقیقا
encounter
برخورد ، مواجهه