ضمن انجام کار دیگر
nebenher
نقشه کش ساختمان
der Bauzeichner
انتقال دادن/ واسطه شدن
vermitteln
ماموریت
der Einsatz
هر از چندگاهی
Ab und zu
متنوع
abwechslungsreich
فعالیت شغلی
die Tätigkeit
فوری
prompt
به هم ارتباط داشتن
zusammenhängen
یکجا خریدن/ تصاحب کردن از طریق خرید همه چیز
aufkaufen
مجاز کردن/ اجازه دادن
berechtigen
رشته حقوق
das Jura
بستن/ وصل کردن/ گره زدن
knüpfen
تولید کردن/ اتصال برقرار کردن
herstellen
ارزیابی کردن
werten
لغو
die Absage
نشاندن
hinsetzen
نوش جان
lasst es euch schmeken
همچنین برای شما
gleichfalls
تو دوباره همه چیزو میدانی
was du schon wieder alles weiß
از قضا( بار منفی)
ausgerechnet
پررویی
die Frechheit
وادار کردن
drängen
متزلزل
wacklig