Improve
“بهبود بخشیدن”، “اصلاح کردن” یا “پیشرفت کردن”
Overall
“کلی”، “در مجموع” یا “به طور کلی”
Increase
“افزایش دادن” یا “افزایش یافتن”
Expectancy
“انتظار” یا “پیشبینی”
Life Expectancy
امید به زندگی
Quit smoking
ترک کردن سیگار
Reduce stress
کاهش استرس
Eat a balanced diet
داشتن رژیم غذایی متعادل
Get plenty of sleep
داشتن خواب کافی
Exercise regularly
ورزش منظم انجام دادن
Matter
اهمیت داشتن، مهم بودن
Expenses
هزینهها
in case of
در صورت وقوع
Sustain
تحمل کردن یا دچار شدن به چیزی، بهویژه آسیب یا زیان
Injury
آسیب یا جراحت
Of course
البته، مسلماً یا طبیعتاً
Seatbelt
کمربند ایمنی
Minor
جزئی
Fracture
ترک برداشتن
Cast
گچ یا گچ گرفتن
Stitch
بخیه
Give stitches
بخیه زدن
Ointment
پماد