Addict
معتاد
Wary
مواظب محتاط،نگران،بیمناک
Aware
اگاه،متوجه،باخبر
-مطلع،اشنا به موضوعی
Misfortune
بدشانس ،بد اقبالی،بد بیاری
Avoid
دوری کردن ،پرهیز کردن
Wretched
بدبخت و بیچاره
-مصیبت بار
Keg
بشکه کوچک
Nourish
تقویت کردن و غذا دادن
Harsh
بیرحم و سختگیر
-خشن ،زبر،تند
Quantity
مقدار ،کمیت،اندازه
Opt
انتخاب کردن -ترجیح دادن
Appeal
جاذبه و جذب کردن
-التماس کردن