عمدا داخل شد
intentionally entered
آتشفشان غیر فعال
Inactive volcano
چشم پوشی کردن از خطاها
Overlook errors
مسلط به زبان فارسی
Predominant in Persian
تقریبا زود
Approximately early
افسردگی دوره ای
Periodic depression
بااطمینان دروغ میگفت
reliably lied
ماشین فورد مقرون به صرفه
Affordable Ford
فرآورده های خونی آلوده
Contaminated blood products
حفظ کردن خانواده
Maintain family
غفلت اندک
negligible neglect
گربه های پراکنده
scattered cats
به نمایش گذاشتن نقاشی ها
exhibit paintings
تئاتر خسته کننده
Tedious theater
رشد کردن فلامینگوها
Flourish Flamingos
فِلا ریش