Tradition
رسم، سنت، عرف
Rural
روستايى، دهاتى
Burden
بار، بار سنگين
فشار، سنگينى
بار مسئوليت
Throught
سراسر ـِ، تمام ـِ
Compus
محوطه دانشگاه
دانشكده يا مدرسه
Moved off
ترك كردن
Majority
اكثريت
اكثر، بيشتر
Bill
صورت حساب، اسكناس، لايحه
Assemble
جمع شدن، گرد هم آمدن
سوار كردن، منتاژ كردن
Rioter
بلواگر، آشوبگر، شورشى
Explore
بررسى كردن، مطالعه كردن، تحقيق كردن، كندوكاو كردن
Bureau
دفتر، دفتر خانه، اداره، ديوان
Topic
موضوع، بحث
Debate
مناظره، مذاكره، مباحثه
جر و بحث، بگو مگو
Evade
طفره رفتن، از زير (چيزى) در رفتن
فرار كردن، از چنگ (كيى) گريختن
Dragnet
تور يا دام
Probe
جستجو كردن
كندو كاو كردن، تحقيق كردن، بررسى كردن
Nobleman
اشراف زاده
Reform
اصلاح كردن(شدن)
بهسازى كردن
Council
انجمن، مشاوره، شورا، مجلس
Other than
علاوه بر
Shape up
اصلاح شدن