account
ذكر علت كردن، شرح
consult
مشورت كردن
glacier
mountain of ice or snow, iceberg
يخچال طبيعى
crust
پوسته
fault
گسل
centripetal
مركز گرا، جانب مركز
comet
ستاره دنباله دار
props (in theater)
properties = وسايل صحنه
introductory
مقدماتى
govern
كنترل كردن، تعيين كردن، حاكم بودن
aspect
جنبه، نمود، ظاهر
conduct
اجرا، مديريت
رفتار، سلوك
dye
رنگ كردن مو
whereabout
مكان، محل تقريبى
parlor
نشيمن، پذيرايى
ice cream parlor = فروشگاه بستنى
iron pyrite
سولفيد آهن
intricate
درهم پيچيده، بغرنج
thrive
پر رونق بودن، شكوفا شدن
cluster
انبوه، دسته
دسته كردن، خوشه كردن
establish
برقرار كردن، مستقر كردن
fringe
حاشيه لبه
ريسمان
remnant
باقيمانده، پسمانده
withstand
تحمل كردن،تاب آوردن
equator
استوا