advocate
دفاع کردن
sole
تنها
intend
قصد داشتن
apparent
آشکار
assumption
فرض
boost
تقویت
probable
محتمل
compass
قطب نما
successive
پی در پی
worship
پرستش
moral
اخلاقی
bind
بستن - صحافی کردن - اسیر کردن - چسباندن
hostile
خصومت آمیز
emotion
هیجان
nevertheless
با این اوصاف
incline
متمایل شدن -شیب
diameter
قطر
strain
نژاد - زور - کشش - خسته شدن
instinct
غریضه
integrate
ادغام کردن
rouse
بیدار کردن
envy
حسادت
relay
گرفتن و پخش کردن خبر - امدادی
orderly
منظم