marquee
خیمه. چادر بزرگ
pretend
وانمود کردن
blush
سرخ شدن
lawn
چمن
frown
اخم کردن
voyage
سفر دریایی
goddess
الهه
raft
قایق، کلک، کرجی
wives
pl. of
wife
dry your tears
اشک هایت را پاک کن
stick
چوب دستی
چماق
mound
با خاک محصور کردن
oar
پارو
prophecy
رسالت
پیشگویی
deserve
لایق بودن
سزاوار بودن
apparatus
apparatus of government
دستگاه دولتی
machine
curious
کنجکاو
affectionate
با محبت
مهربان
mutual
دوجانبه
متقابل
long to
مشتاق بودن
ارزو کردن
long to
مشتاق بودن
ارزو کردن
enquire of
جویا شدن
mistress
کدبانو
معشوقه
astonishment
شگفتی
حیرت
great surprise