essential
ضروری
Component
اجزا، مولفه
finances
منابع مالی
barrier
مانع
collaboration
همکاری
require
نیاز داشتن
ingredient
عامل، عنصر
estimate
ارزیابی کردن، تخمین زدن
Boost
بالا رفتن، بالا بردن
Regular
منظم، مرتب
enhance
بالا بردن
to come up with something
به فکر چیزی افتادن
come up with
راه حل یا ایدهای پیدا کردن،خلق کردن
practical
کاربردی
Encourage
تشویق کردن
aspect
جنبه
accountant
حسابدار
high-paying
درآمد بالا
cybersecurity
امنیت سایبری
host
میزبان
flour
آرد
discount
تخفیف
pleasing
دلپذیر، باصفا
disturbing
ناراحت کننده، نگران کننده