to excavate
excavation
excavator
حفاری کردن، جفر کردن
جفاری
حفار-بیل مکانیکی
to exhaust
exhaustion
exhausted
بشدت حسته کردن
تمام کردن، به طور کامل مصرف کردن
خستگی شدید
بشدت خسته
Pottery
سفالگری
ظروف سفالین
to preclude
firewood
جلوگیری کردن، پیشگیری کردن
هیزم
to turn into
تبدیل شدن به
late-period
دوره موخر
)یک دوره تاریخی قبل از میلاد)
well-fed
دارای تغدیه مناسب
empire
emperor
امپراطوری
امپراطور
to raise
raise
بلند کردن
افزایش دادن
پرورش دادن
بزرگ کردن
ایجاد کردن
مطرح کردن
ارتقا دادن
جمع کردن
افزایش حقوق
over which
که از این طرف به آن طرف آن
که در سرتاسر آن
to testify
شهادت دادن
tens of thoudands of people
ده ها هزار
pot
گلدان