Contaminate
الوده کردن
Cockle
رویش زگیل مانند
Excrete
بیرون انداختن
دفع کردن
Contagious
واگیر دار
Contract
منقبض شدن
بیماری گرفتن
Nausea
حالت تهوع
Virulant
ویرانگر
Concomitant
همراه
همزمان
infant
طفل
Anal
مقعدی
Threat
تهدید
Endemic
لومی
بیماری همه گیر بومی
Exception
استثنا
Fragment
قطعه
Hive
کهیر
Swelling
ورم
Coagulation
انعقاد
Beneath
زیر
Fulminant
اتشگیر
بیماری ناگهانی و شدید و همه حامبه
Cluster
جمع کردن
دسته کردن
Nevertheless
با این وجود
Simultaneusly
همزمان
Tender
حساس لطیف
Pass s.th on
بیماری منتقل کردن