Vat
بشکه شراب
Desperately
سخت عاجزانه
Scourge
بلا
Septic
چرکی عفونی
Death toll
امار مرگ
Maternity
زایشگاه
Bread
زاییدن
Prejudice
تعصب
قضاوت تبعیض امیز
ضرر خسارت
Reckon
گمان کردن
فکر کردن
Stagnated
رکود در عرصه علم
Mediaeval
قرون وسطی
Revive
دوباره رواج یافتن
احیا کردن
Steadily
بطور پیوسته
با مداومت
Yield the secret
Uncover
Anesthetic
داروی بیهوشی
Delicate
حساس لطیف
Inflame
سوزش کردن
التهاب پیدا کردن
Gangrenouse
مبتلا به قانقاریا
Sweep
به سرعت گذشتن از
Ward
اتاق عمومی بیماران بستری
Deliberately
با اندیشه
عمدا
Stamp out
سرکوب کردن
فرونشاندن
Plague
بلا
طاعون
Abscess
ابسه
ورم چرکی