etwas veranstalten
برگذار کردن
تشکیل دادن
Ohne präposition
Sich irren
خطا کردن
در اشتباه بودن
Sich setzen
نشستن
Abtreiben
سقط جنین کردن
Unterbrechen
(به طور موقت) قطع کردن
متوقف کردن
به تعویق انداختن
Schiefgehen
یک فعل غیر شخصیه
طبق برنامه پیش نرفتن/خراب شدن
Anhalten
نگه داشتن
توقف کردن
مکث کردن
Entfernen
برداشتن
جداکردن
کندن / درآوردن
Sich füllen mit
پر شدن از
Umdrehen sich nach
برگشتن (به طرفِ)
روی خود را برگرداندن (به طرفِ)
Sich/einander Umarmen
بغل کردن
درآغوش گرفتن
Etwas retten
رهایی دادن
نجات دادن
رهایی بخشیدن
Sich unterhalten(mit)
به کسی خوش گذشتن
خود را سرگرم و مشغول کردن با
anstoßen
ضربه خفیفی زدن به
کمی هل دادن
Erfüllen
پر کردن
فرا گرفتن
پیچیدن
برداشتن
(فضا مثل بو)
auswirken sich auf +Akk
تاثیر/اثر داشتن(بر روی)
پیامد و عواقب داشتن برای
Zurechtkommen
از چیزی سر در آوردن
Sehnen
اشتیاق داشتن
bearbeiten
رسیدگی کردن به
Sich überarbeiten
خود را خسته کردن
Ausarbeiten
کاری را تکمیل کردن
Abstoßen
موجب تنفر کسی شدن
حال کسی را به هم زدن
Die schmutzigen Toiletten im Park stoßen mich ab.
2 Anstoßen
لیوان مشروب/گیلاس ها را به سلامتی کسی به هم زدن
Er stoßt mit seinen Freunden auf seinen neuen Job an.
Anstoßen
خوردن به
برخورد کردن به
اصابت کردن به
AH! ich habe mir den Ellbogen am Stuhl angestoßen