Enttäuschen
دلسرد کردن
مایوس کردن
توی ذوق کسی زدن
Übertreffen
برتر بودن از
جلو بودن از
Jemandem durcheinanderbringen
کسی را گیج کردن
کسی را آشفته کردن
Erwählen
برگزیدن
انتخاب کردن
Es Zu tun haben mit jemandem/etwas
با……سر و کار داشتن
Jemandem etwas übersenden
چیزی را برای کسی ارسال کردن
Respektvoll mit jemandem umgehen
با کسی با احترام رفتار کردن
Auslaufen
1.به پایان رسیدن اعتبار چیزی
چیزی اعتبار خودش را از دست دادن
Auslaufen
2.نشت کردن یا ریختن(وقتی مایعی از جایی خارج میشود)
Verlaufen
یک اتفاق به شکلی(مثلا خوب /بد /بدون مشکل )پیش برود یا جریان پیدا کند
Weglaufen
به معنای فرار از جایی است که فرد به طور قانونی یا به دلیل بیماری در انجام نگهداری میشود در این مواقع معمولا فرار از چیزی است که فرد نباید ترک کند
مثلا از بیمارستان و زندان فرار کردن
Entlaufen
فرار کردن
گم شدن
معمولأ برای حیوانات خانگی استفاده میشود ولی گاهی خیلی مودبانه برای انسان هم استفاده میشه.مثلا برای بچه های کوچیک
erfüllen
پرکردن
فراگرفتن
Sich für jemanden freuen
از خوشحالی و موفقیت کسی خوشحال شدن /خوشحال برای کسی
Schieflaufen
یک اتفاق یا یک برنامه خوب پیش نمیره و خرابکاری میشه
پیش رفتن مشکل و خراب شدن اوضاع
Jemandem (nicht) weiterbringen
به کسی کمک کردن
باعث پیشرفت کسی شدن
Regeln
تنظیم کردن
کنترل کردن
Über jemanden schlechtreden
از کسی بدگویی کردن
bei etwas mitreden
2.همیشه میخواد نظر بده
توی هر چیزی دخالت کنه
نگاهی که حالت منفی داره یعنی کسی میخواد توی هرچیزی که بهش ربطی نداره دخالت کنه
bei etwas mitreden
1.در بحثی شرکت داشتن
در مورد چیزی اظهار نظر کردن
جایی اتفاق میفته که خیلی اطلاعات و تجربه در مورد اون موضوع داری
Defienieren
تعریف کردن
توضیح دادن
Etwas schönreden
چیزی رو بهتر از اون چیزی که هست نشون دادن
معمولا برای پنهان کردن واقعیت یا بد جلوه ندادن چیزی
Jemand überreden
قانع کردن/راضی کردن
یعنی شاید طرف نمیخواسته اول اون کار رو بکنه اما با حرف و اصرار راضی میشه
Jemand ausreden lassen
اجازه دادن به کسی که حرفش را تا آخر بزند
حرف کسی را قطع نکردن