Barely
به سختی،
Bare
لخت، عریان، آشکار، عاری، برهنه کردن
Lend
3 lent
عاریه دادن، قرض دادن، وام دادن
Mean
بدجنس، پس فطرت
معنی دادن
متوسط، میانگین
Pathetic
رقت انگیز، دارای احساسات شدید، تاثر آور، سوزناک
Ritual
تشریفات مذهبیّ آیین پرستش
Bald
طاس، بی مو، برهنه
Wacky
گیج، خرف، حواس پرت