vapor
بخار، مه
villain
ادم شرور، شر، مجرم، جنایتکار، شخصیت منفی (فیلم و سریال)
dense
انبوه، متراکم، فشرده، غلیظ
utilize
استفاده کردن، به کار بردن
humid
مرطوب، نمناک
theory
نظریه
descend
فرود امدن، پایین امدن
circulate
به گردش دراوردن، جریان داشتن، گشتن، دور زدن، چرخیدن، پخش شدن، منتشر شدن
enormous
عظیم الجثه، عظیم، بزرگ، تنومند
predict
پیش بینی کردن، پیش گویی کردن
vanish
ناپدید شدن، غیب شدن، نابود شدن، از بین رفتن
wicked
شرور
thick
ضخیم
observation
مشاهده
reasoning
استدلال
beforehand
از قبل گفتن
suddenly
به طور ناگهانی