Tolerant
شکیبا
Tolerable قابل تحمل
تحمل کردن - مقاومت کردنtolerate
Tolerably
تا حدی - کمی
Toleration
آزادی- بردباری - تحمل
Intoleranle غیر قابل تحمل
Intolerant غیر مقاوم - ضعیف
Thwart
Counteract
Oppose prevent hinder hamper
خنثی کردن - از بین بردن - مانع شدن-
Tentative
موقتی- غیرقطعی-مردد
Tact
تدبیر-thought -fullness-مبدر-
Tactless tactlesy tactlessness
بی درایت
Takeup
شروع کردن
ادامه دادن
پذیرفتن
اشقال کردن
Tend to
احتمال داشتن- تمایل داشتن
مراقبت و تیمار کردن
Incline
Trait
Feature - charactersitic- hallmark
Trail
Track- chase - follow - pursue دنبال کردن- ادامه دادن - پیگیری کردن - اتخاذ کردن