peg
میخ چوبی، قلاب (مخصوصا برای اویزون کردن لباس)
Inmate
زندانی
Assigned
اختصاص دادن
Cubicle
اتاق کاری (کوچک)
In a row
متوالی
Morale
روحیه
Surrounding
محیط اطراف
بیشتر به چیزهای نزدیک و فیزیکی اطراف اشاره میکنه
هم میتونه جمع بیاد (surroundings) یعنی “محیط اطراف” مثل منظره، صداها، اشیا
The hotel is nice, but the surroundings are noisy.
🔹 Environment
معنای وسیعتر و کلیتر داره
هم میتونه به محیط طبیعی (زمین، هوا، طبیعت) اشاره کنه، هم به شرایط اجتماعی یا کاری
بیشتر دربارهی شرایط و عوامل مؤثره، نه فقط چیزهای نزدیک
Children need a safe environment to learn.
(کودکان برای یادگیری به محیطی امن نیاز دارند.)
Several
چندتا
بیشتر از 2 تا ولی نه خیلی
neglect
بی توجهی
alternative
جایگزین
numerous
پرشمار
plush couches
مبل های راحتی لوکس
incredibly
باورنکردنی و فوق العاده
sticking
چسباندن
confines
محدوده، مرز
associate
همکار
cited
نقل شده
easing restrictions
اسان سازی محدودیت ها
ill efects
عوارض منفی
Tune up
سرویس کردن ماشین یا تنظیم کردن چیزی از جمله ماشین یا کوک کردن گیتار.
Plumber
لولهکش
Locksmiths
قفل ساز