bring along
کسی را همراه خودت بردن
up a creek
مثل خر تو گل گیر کردن
let alone anyone else
چه برسه به بقیه
statistic (s)
امار و عدد
tip of my tongue
نوک زبونمه
Permanently
برای همیشه
Interrupt
قطع کردن/ قطع کردن صحبت کسی
Component
بخش
Encode
رمزگذاری
Permanent
دائمی
Vulnerability
اسیب پذیری
Eroded
از بین رفتن
Retention
نگهداری در حافظه
Initial
ابتدایی/نخستین
Required
لازم
Insight
بینش
Precisely
درست/ به درستی
Flexible
انعطاف پذیر
Absent minded
حواسپرت و فراموشکار
By association
ارتباط ذهنی
Memorable
به یاد ماندنی
My mind were blank
ذهنم خالی شد
By heart
با علاقه یاد گرفتن چیزی