pay off
پرداخت کردن
ditch
راه آب,خندق
valve
دریچه
contingent
مشروط
asertive
ادعا کننده
contrast
مقایسه کردن.مقابله کردن with
slip
لغزش
rumor
شایعه
affair
کار و بار,عشقبازی
misty
مبهم,hazy,smoky
flabby
شل و ول
hurdle
مانع
repress
سرکوب کردن
compromise
سازش کردن
premise on
فرض منطقی کردن
posit
ثابت کردن,فرض کردن
chase
تعقیب کردن,شکار کردن
exert
اعمال کردن,apply
collide
بهم خوردن
retain
نگه داشتن
condense
متراکم کردن
flatten out
صاف کردن
difinititve
قطعی
wounded
مجروح