conduct
رفتار، سلوک، هدايت کردن بردن، اداره کردن
thrill
هیجان
fate
سرنوشت,مقدر شدن بسرنوشت شوم
wrist
مچ دست
chick hatch from the fertile egg
!
OBLIGATE
متعهد و ملتزم کردن
heel
پاشنه
piercing
پر سر و صدا
pitch
زیر و بمی صدا
whistle
سوت
chimney
دودکش
destructive
مخرب
accommodate
جا دادن,همساز کردن
combat
پيکار، نبرد، زد وخورد، ستيز حرب، مبارزه کردن، رزم جنگيدن با
INFECT
الوده کردن
transform
غيير شکل يافتن، تغيير شکل دادن، دگرگون کردن،
deem
پنداشتن، فرض کردن، خيال کردن
priest
کشیش
nurture
پرورش
promising
امید بخش
skeptical
دیر باور
aptitude
استعداد
mere
محض
conformity
انطباق,پیروی