intellectual
فکری
hereditary
ارثی
hinge
لولا، مفصل (هینج)
viability
زنده ماندن
recouped
بازپرداخت، جبران کردن
redeem
از گرو در آوردن، رهایی دادن
Speculate
حدس و گمان
Accommodate
تطبیق. جا دادن
propose
پیشنهاد دادن
impose
تحمیل کردن
assert
ادعا اثبات
ambiguous
مبهم
muddy
گل آلود
impel
وادار کردن. مجبور ساختن
barge
بارگیری، کرجی
conquest
تسخیر
tidal
جزر و مد
proliferation
تکثیر
burglary
سرقت
tenant
مستاجر
sorrow
غم و غصه
venomous
زهرآگین سمی
designate
تعیین کردن. معین کردن
emblem
علامت، نشان