coercive
اجباری
inmate
زندانی
renounce
دست کشیدن، انکار کردن
detain
توقیف کردن، بازداشتن
prefecture
استان، دوره ریاست
persecution
شکنجه، آزار و اذیت
patriot
وطن پرست، هم میهن
acrimony
رنجش، تندی، اقرار
candour
صراحت
obligation
تعهد
dignity
شان، مقام
collude
تبانی
erod
فرسایش
cruelty
ظلم، خشونت
constituent
تشکیل دهنده
inflict
تحمیل کردن
murmur
زمزمه
allure
جذابیت
chant
شعار دادن، سرود
parade
رژه
climax
اوج، قله
veteran
کهنه سرباز
divine
الهی، خدایی
rite
مناسک، تشریفات مذهبی