deliberation
تفکر
Mighty
قوی
civilization
تمدن
civil
مدنی شهری داخلی
Civilian
شهروند غیر نظامی
Desert ۲
بیابان
ترک کردن
supply
فراهم کردن
criteria
معیار
Allocation
بودجه
demonstration
تظاهرات
Discharge
تخلیه کردن
In the meanwhile
درضمن
enjoy
برخوردار بودن
Carry out
انجام دادن
Pinpoint
مشخص کردن
in a split second
در کسری از ثانیه
Progress
پیشرفت
Vital
کلیدی
اساسی
Compose۳
ساختن
نوشتن
ارام کردن
disguised
مبدل
پنهان
distinguish
متمایز کردن
تشخیص دادن
Distinguished
متمایز
برجسته
elaborate ۲
پیچیده
با دقت توضیح دادن
elaboration
پیچیدگی
جزئیات
توضیح