grave ۲
قبر
بسیار بد
lease
اجاره (کردن)
mend
تعمیر کردن
stain
لکه(دارکردن)
بدنام(کردن)
sustainable
پایدار
ماندنی
دوست دار محیط زیست
turnover
حجم معاملات
برگشت سرمایه
jolt
تکان دادن
decisive ۲
مصمم
پر اراده
سرنوشت ساز
permanently
دائمی
assassination
ترور
ultimate
نهایی
affection
مهربانی
محبت
crop
محصول
بریدن
dive
شیرجه زدن
کاهش یافتن
fragile
شکننده
menace
تهدید(کردن)
nuisance
مزاحمت
ازار و اذیت
vicious
شرور
bribery
رشوه
boast
به رخ کشیدن
marine
دریایی
daunting
دلهره اور
defect
نقص
subsequently
متعاقبا