assert
ادعا کردن
assertive
مطمعن مدعی
instinctively
Instinct
به طور غریزی
غریزه
intervene
مداخله کردن
scandal
رسوایی
Absorption
جذب علاقه
distract
منحرف کردن حواس کسی را پرت کردن
gripped
علاقمند مجذوب
peer
همتا
با دقت نگاه کردن
Strive
تلاش کردن
Trivial
بی اهمیت جزیی
aspiration
آرزو
stimulate
تحریک کردن
Accomplish
بدست آوردن
Consciousness
هوشیاری
Notion
نکته
حقیقت
ambition
آرزو رویا
بلندپروازی
initial
ابتدایی
ambitious
جاه طلب بلندپرواز
Conserve
نگهداری کردن
حفاظت کردن
Foster
پرورش دادن
priority
اولویت
Set off
شروع کردن
repatriation
بازگشت