Mr Ahmadpour > کاربرد فعل Make(ادامه درس قبل) > Flashcards
منو مجبور کرد اون کار رو بکنم.
He made me do that.
این پیرهن باعث میشه من چاق به نظر بیام.
This shirt makes me look fat.
ما اینجاییم تا تغییر ایجاد کنیم.
We are here to make a change/make changes.
مشکل اینجاست که هیچوقت نمیتونی خوشحالش کنی.
The problem is here you can never make him happy.
تو باعث میشی بهت افتخار کنم.
You make me be proud of you.
انجام این کار هم هیچ تفاوتی ایجاد نمیکنه.
Doing this won’t make any change.
اینقدر سرو صدا نکن.
Don’t make so much noise.
به نظرت ایجاد تغییر توی رفتارت کار سادهایه؟
Do you think making a change in your behavior is easy?
ترغیب/وادارش کن باهامون بیاد.
Make him come with us.
درست کردن شام وظیفه من نیست.
Making dinner is not my duty.