Glance off sth
به چيزى خوردن و كمانه كردن
To close in upon sth
به كسى نزديك شدن
Cocoon
پيله
Magisterial
داراى اختيار
سلطه گر
To bank on sth
از چيزى بسيار مطمئن بودن
Irretrievable
جبران ناپذير
Thicket
بيشه درختزار
Drove
گله
رمه
Upend
واژگون كردن
كله معلق كردن
Yawl
زوزه
زوزه كشيدن
Premises
ساختمان و محوطه ى آن
To blow raspberries
شيشكى اومدن
Rope off
با طناب يك منطقه را جداسازى كردن
Mound
تپه
Self pity
دلسوزى بحال خود
Content
راضى
خوشنود
Incentive
مشوق
انگيزه
Chasm
دره تنگ
Lot
سرنوشت
Goad
تحريك كردن
برانگيختن
Reap
درو كردن
Vanquish
شكست دادن
سركوب كردن
Invincible
شكست ناپذير
Acquit
روسفيد كردن
از عهده برآمدن
تبرئه كردن