Enthral
مسحور كردن
مجذوب كردن
Weave
بافتن
مارپيچ رفتن
Oblivion
فراموشى
Jug eared
با گوشهاى بيرون زده
Dabble (in) sth
ور رفتن
سرسرى و سطحى كارى را انجام دادن
Delegate
سپردن
اختيار دادن
Suffuse
پوشاندن
آكندن
فراگرفتن
Tyranny
استبداد
خودكامگى
Noxious
مضر
زيان آور
Seep
تراوش كردن
Taciturn
كم حرف
Submit
تسليم
تسليم شدن
فرمانبردارى
Transpire
آشكار شدن
فاش شدن
فراتر ديدن
Regal
شاهانه
Exuberant
شاد و خرم
سرزنده
Spellotape
چسب نوارى
Head cold
سرماخوردگى
Den
لانه
Boiler
آب گرم كن
Gibbon
ميمون دست دراز
Carols
سرود كريسمس
Agonize
كشمكش كردن
در تب و تاب بودن
Popinjay
لاف زدن
آدم پرحرف و مغرور
Impertinent
گستاخ