Onerous
طاقت فرسا
Deliberate
سنجيدن
تعمق كردن
Upheaval
دگرگونى شديد
Shun
دورى جستن از
پرهيز كردن از
Tamper with…
انگولك كردن…
Marshal
مرتب ساختن
Tutu
دامن باله
Dazzle
خيره كردن
خيره شدن
Gatecrash
بدون دعوت به مهمانى رفتن
At odds with…
در تضاد با…
در تعارض با…
To stoop low
خود را كوچك كردن
به حالت خميده ايستادن/راه رفتن
Tipsy
شنگول
نيمه مست
Agog
هيجان زده
Plunger
مكينه ى پلاستيكى
لوله بازكن
Handlebar
فرمون دوچرخه
Embark on
آغاز كردن
مبادرت كردن به
Succinct
مختصر
گويا
موجز
Depraved
فاسد اخلاقى
خراب
منحرف
منحط
Befoul
چركين كردن
كثيف كردن
Desecrate
بى حرمت كردن
Despoil
چپاول كردن
غارت كردن
At this juncture
در اين مقطع زمانى
Bravado
لاف دليرى
شجاعت ظاهرى
To draw up short
يهو ايستادن(متوقف شدن)