licenza media
مدرک راهنمایی
frequentare
شرکت کردن
apertura
افتتاح / گشایش
sbrighi
عجله کن / زود باش
anima gemella
نیمه گمشده
colpo di fulmine
عشق در یک نگاه
innamorarsi
عاشق شدن
baciamano
دستبوسی
galanteria
جوانمردی / ادب و نزاکت
dare fastidio
اذیت کردن / مزاحم شدن
pausa pranzo
وقت ناهار / استراحت ناهار
furto
دزدی
panchina
نیمکت
accorgevo (mi accorgevo)
متوجه میشدم
scappare
فرار کردن
ubriaco
مست
apprezzare
قدردانی کردن / تحسین کردن
riferire
گزارش دادن / مرجع دادن
soddisfatto
راضی / خشنود
compromesso
توافق
ormai
دیگر / حالا دیگر
convinto
متقاعدشده / مطمئن
congiunzioni
حروف ربط
furto
دزدی / سرقت