tortora
قمری
sottovalutate
دستکم گرفتهشده
andate
رفتید
eseguire
اجرا کردن
applaudite
تشویقکرده / دستزده
riesco
موفق میشوم / میتوانم
pasticche
قرصها
aumentare
افزایش دادن
straccio
کهنه / دستمال
rimedio
درمان / چاره
soddisfacenti
رضایتبخش
raggi
پرتوها / اشعهها
goccia
قطره
tifare
طرفداری کردن (ورزشی)
cioè
یعنی / منظورم این است
sostenere
حمایت کردن / نگه داشتن
attendere
منتظر بودن
tifosi
طرفداران (ورزش)
soprannome
لقب / اسم مستعار
derivano
ناشی میشوند / سرچشمه میگیرند
mento
چانه
dimagrire
لاغر شدن
rendere
ساختن / بازگرداندن / تبدیل کردن
scomoda
ناراحت / دست و پاگیر