heir
وارث
majestic
با شکوه، با عظمت
dwindle
کاهش یافتن، ضعیف شدن
surplus
مازاد، اضافی
traitor
خائن
deliberate
بررسی کردن، عمدی
vandal
خرابکار
drought
خشکسالی، کم ابی
abide
تحمل کردن، ساکن شدن،پایبند بودن
unify
متحد کردن
summit
نوک، قله ، راس
heed
توجه دقیق، به دقت توجه کردن